لردگان، لردگانی، دانشجویان لردگان، اخبار لردگان، استخدامی لردگان، حوادث لردگان، آوای بختیاری، ارشاد لردگان، بختیاری لردگان، پتروشیمی لردگان، دانشگاه پیام نور لردگان؛ پیام نور لردگان، علمی کاربردی لردگان، دانشگاه علمی کاربردی لردگان، دانشگاه آزاد لردگان، آزاد لردگان، انتخابات لردگان، لردگانی های مقیم تهران، لردگان و لردگانی، آداب و سنت های لردگان

به وب سایت نیک اندیش خوش آمدید. لطفا"ازمرورگر استاندارد فایرفاکس استفاده کنید.
رضا رستمی
سه شنبه 31 تیر 1393 10:51
چاپ این صفحه
در گیر و دار بحث های سیاسی دوستان عزیز، کمی گپ از توسعه، آن هم  از جنس گردشگری برای شهرستان شاید بد نباشد، موضوعی بسیار ساده که می تواند سرمایه بسیار زیادی برای مردم شهرستان لردگان جذب کند. 
نکته اینکه : لردگان بدلیل قرار گرفتن در مسیرهای اصفهان-خوزستان-بویراحمد و شیراز و بطور کلی کریدور شمال جنوب کشور، پتانسل بالایی برای انجام این گونه برنامه های فرهنگی-اقتصادی دارد. از فلارد گرفته تا منج و خانمیرزا و جانکی بسیار مستعد برگزاری برنامه های فصلی از این دست اند. کمی همت نیاز است و فکر و همدلی مردم. کافیست سیاه چادرهایی برقرار شوند. تعداد کمی شبانه روزی مراقبت و مدیریت کنند و مردم محصولات و فرهنگشان را بصورت روزانه برای مسافران ارائه دهند. در این مورد هم تحقیق کنید و هم برای هم ولایتی های خود بیشتر بنویسید.

دنیای اقتصاد ، گروه گردشگری، عاطفه نبوی: 
در محدوده‌ای در شهرستان سمیرم و در دایره‌ای که با چندین کیلومتر رانندگی یا پیاده‌روی می‌توان به هرکدام از استان‌های اصفهان، فارس، چهارمحال بختیاری و کهکیلویه‌ و بویراحمد رسید، حمید غنی به همراه خانواده و دوستانش برای شناساندن تاریخ، فرهنگ و موهبت‌های طبیعی سرزمینشان به توریست‌ها، کمپ‌های موقتی و چادرهای عشایری برپاکردند که در آنها پذیرای مسافرانی از همه جای ایران و جهان هستند.

غنی در توضیح انگیزه‌اش برای برقراری این کمپ‌های موقت توریستی می‌گوید: من قشقایی هستم و این همیشه به نظرم خوب و خوشایند بود؛ اما در سال‌هایی که دانشجو بودم می‌دیدم که بعضی از همشهریانم سعی در پنهان کردن و فراموشی هویت خود دارند. این برایم انگیزه‌ای شد که برای نشان دادن نقاط قوت سرزمین مادری‌ام و زیبایی‌هایش به دیگران تلاش کنم. 
او اضافه می‌کند: در ابتدا NGO ای با این هدف شکل دادیم؛ اما به‌دلیل عدم توجه بخش دولتی و تامین نشدن نیازها این نهاد برای ادامه فعالیت تصمیم گرفتیم به‌کار جنبه اقتصادی بدهیم و با 
بهره گرفتن از ظرفیت‌های منطقه و برپایی چادرهای عشایری، فعالیت اقتصادی و فرهنگی را به صورت موازی پیش ببریم. این فعال گردشگری می‌گوید که در همان سال‌ها با گرفتن مجوز شرکت گردشگری‌اش با نام «ایلیاد قشقایی» زمینی برای برقراری اقامت‌گاه دائم از سوی دولت به وی داده شد؛ اما چون منابع مالی برای تاسیس این اقامتگاه نداشت به فکر برقراری کمپ‌های موقت افتاد.
غنی به همراه خانواده‌اش سیاه‌چادرهایی را در محدوده‌ای از کوهپایه‌های دنا و «دره قاسملو» تا «باغ مقصود» برپا می‌کند، که در 15 کیلومتری جنوب سمیرم به سمت یاسوج واقع شده است. ارتفاع دره قاسملو از سطح دریا 2100 متر است و دارای طبیعتی بکر و مسحورکننده است.

   از کارگاه صنایع دستی تا تور اسبدوانی
آنها در هر کدام از سیاه‌چادرهای خود امکان‌پذیرایی از 30 نفر را دارند و معمولا میزبان تورهای سه روزه طبیعت‌گردی ورودی به منطقه هستند و سعی می‌کنند که طی این سه روز توریست‌های علاقه‌مند به طبیعت‌گردی از زیبایی‌های هر 4 استان بهره ببرند. 
راهنماهای محلی که به تمام منطقه آشنایی دارند، توریست‌ها را از سیاه‌چادرها تا به آبشارها، چشمه‌ها و کوهپایه‌های زیبای منطقه و روستاها همراهی می‌کنند، همچنین راهنماهای مخصوص برنامه‌های سنگین‌تر کوهنوردی هم هستند که می‌توانند کوهنوردان را در صعود به قلل منطقه همراهی کنند. 
تور اسبدوانی با استفاده از اسب‌های آرام و بلدهایی که متناسب با میزان آشنایی توریست با اسب و منطقه برایش مسیر تعریف می‌کنند و کارگاه‌های صنایع دستی که میهمانان هم در صورت تمایل می‌توانند در آن شرکت کنند، بخشی از برنامه‌هایی است که این مجموعه برای ارائه خدمات به توریست‌ها در نظر گرفته ‌است.
غذاهایی که برای پذیرایی از گردشگران در نظر گرفته‌شده همه ارگانیک و از محصولاتی است که درهمان محل تهیه می‌شود، از گوشت گرفته تا لبنیات و عسل و سبزی‎های کوهی. در سیاه‌چادرهای سمیرم می‌توانید برای صبحانه، حلوا، پنیر، ماست و عسل محلی و رنگینک بخورید و برای ناهار هم بزقرمه و ماست‌پلو مخصوص قشقایی‌ها فراهم شده و بعد از گشت و گذار در طول روز، عصر، خودتان را به آش‌دوغ میهمان کنید و اگر هنوز هم اشتها داشتید برای شام لایی‌پلو و انواع کوفته و... که با سبزی‌های محلی طعم‌دار شده میل کنید و در آخر هم از دم‌نوش‌های مختلف برای هضم غذا و کسب آرامش
 بهره ببرید.

   میزبانان بی‌زمین
غنی می‌گوید: در اوایل کارمان می‌دیدم که صنایع دستی منطقه به نوعی در حال نابودی است؛ جوانان میلی به یادگیری حرفه گذشتگانشان ندارند و محصولاتی هم که تولید می‎شود روی دست هنرمندان می‌ماند یا در نهایت به قیمت بسیار ناچیزی توسط دلالان خریداری می‎شود. فکر کردیم که می‎توان برای معرفی و فروش این صنایع هم از توریست‌ها کمک بگیریم تا هم هنر مردمان این سرزمین دیده شود و هم به قیمت منصفانه‌تری خریداری شود. پس نمونه‎هایی از این صنایع دستی در محل چادرها قرار دادیم و توریست‌ها درصورت تمایل در زمان گشت و گذار در روستا می‌توانند از کارگاه‌های تولید آنها هم دیدن کرده و محصولات را خریداری کنند.
در این مجموعه، به جز کسانی که در روستاهای مختلف و به‌طور غیرمستقیم با این گروه کار می‌کنند، حدود 10 نفر به‌صورت مستقیم از ابتدای بهار تا اواسط پاییز به‌کار مشغولند و گاه مجبورند در فصل اوج کار به‌رغم میلشان، از پذیرفتن بعضی از تورها به‌دلیل محدودیت‌هایشان عذر بخواهند. 
غنی تاکید می‌کند: خدماتی که ما به صورت سیار به گردشگران ارائه می‌کنیم، زمانبر، کاربر و هزینه‌بر است و ازآنجا که کیفیت خدماتی که ارائه می‌شود برایمان بسیار مهم است امکان اینکه با این امکانات محدود بتوانیم تعداد را بالا ببریم، 
وجود ندارد. او در پایان خاطرنشان می‌کند: در حال حاضر برای تجهیز اقامتگاه دائمی خود نیاز به تسهیلات وعده داده شده از سوی دولت داریم؛ اما ما عشایریم و کوچ‌نشین و این در ذات خود به این معنی است که ما مالک زمینی نیستیم که بتوانیم به‌عنوان وثیقه برای دریافت تسهیلات به دولت بسپاریم و بنابراین نمی‌توانیم از این تسهیلات بهره ببریم و جدا نیازمند این هستیم که برای این مشکل چاره‌ای اندیشیده شود.
نمونه های دیگری از این جنس فعالیت ها :
جشنواره اقوام 
جشنواره 2
http://www.3nasl.com/contents/view/three-zero-zero-three-six.aspx
http://www.donya-e-eqtesad.com/news/816514/
مسلم اردشیری لردجانی
سه شنبه 31 تیر 1393 00:59
چاپ این صفحه
اگر کسی در ایران زندگی نمی‌کرد و اخبار و گزارشات ایران را از طریق رسانه‌ها و برخی چهره‌ها و شخصیت‌های اصولگرا رصد می‌کرد، یقینا به این نتیجه می‌رسید که هر روز و هر شب در محیط‌های دانشجویی و در دانشگاه‌های ایران درگیری، اعتصاب، اعتراض و اغتشاش برپاست. روزها در دانشگاه‌های کشور چه خبرها که نیست و شب‌ها هم تا پاسی از شب دانشجویان در خوابگاه‌ها سرگرم پیکار و زدوخورد با نیروهای حراست هستند. آنقدر برخی اصولگرایان تندرو و مخالف دولت و مخالف وزیر علوم بر طبل بازگشت فضای سیاسی پرتنش در دانشگاه‌ها؛ سیاسی‌شدن فضای دانشگاه‌ها و رخت بر بستن درس و بحث علمی و جایگزین‌شدن آن با جدال و درگیری سیاسی و مسایلی از این دست می‌کوبند که اگر کسی در ایران زندگی نمی‌کرد واقعا فکر می‌کرد در دانشگاه‌های کشور چه خبرها و چه بساطی به راه افتاده و صد البته تصور می‌کرد مسوولیت این وضعیت بر عهده دکتر فرجی‌دانا، وزیر علوم و همکاران ایشان است...

اگر به آن مشاهده‌گر می‌گفتیم که اصلا دانشگاه‌های ایران نزدیک به دوماه است تعطیل هستند و طی این دوماه، تنها اتفاقی که در دانشگاه‌ها می‌افتاده آن بوده که دانشجویان می‌آمده‌اند امتحانات خود را می‌دادند و بعد هم بازمی‌گشتند به خوابگاه‌ها یا شهرستان‌های محل زندگی‌شان؛ یقینا باور نمی‌کرد. امسال به واسطه بازی‌های جام‌جهانی، امتحانات به جای اوایل تیرماه از نیمه‌دوم خردادماه آغاز شدند. در واقع بسیاری از دانشجویان از اوایل تیرماه امتحاناتشان تمام شده بود و به شهرستان‌ها و محل زندگی خود بازگشته بودند. اگر به آن مشاهده‌گر می‌گفتیم پیش از آن هم- یعنی در فاصله مهرماه92 تا نیمه دوم خرداد 93 که دانشگاه‌ها باز بودند- آب هم از آب تکان نخورد و خبری نبود در آن صورت حتما حیران می‌ماند که پس اینها که اینچنین سراسیمه، مشوش و با عجله به دنبال‌ کشاندن وزیر علوم به مجلس و استیضاح وی هستند، مشکلشان و ناراحتی و نگرانی‌شان چیست؟ 
حیدر غریبی
چهارشنبه 25 تیر 1393 18:25
چاپ این صفحه
درود بر همشهریان عزیزم...امیدوارم هر جا هستید؛سالم وتندرست باشید؛والبته موفق...

به عنوان کوچکترین عضو این وب سایت؛اول یه انتقاد دارم؟! بچه هایی که تو این وب سایت زحمت میکشن؛اولا دستشون درد نکنه(ازجمله آقای رستمی وجناب اردشیری که سعادت دیدار نداشتم)؛؛؛؛؛؛؛؛به نظر خودم؛چون اینو احساس کردم؛انتظار دارن که با این همه بازدید(تشکر از همه ی کسانی که از این وب سایت دیدن میکنن)؛بالاخره یه انتقادی یه پیشنهادی بشه؛آخه جای تعجبم هست که با این همه بازدید چرا این همه نظرات کمه؛ یکی از دلایلی هم که یه مدت زیاد این همه حجم مطالب کم شده؛همین بوده؛چون واقعا دیگه انگیزه ای نبود؛نمیدونم این حرفی که الان میزنم درسته یانه واحتمال هم میدم که به بعضیا بربخوره؟
 توجه کردین که این سایت فقط به این دلیل بوجود اومده که یجورایی بتونیم به خودمون وهمشهریانمون کمک کنیم؟! بعضیامون صبح تا شب توهر سایتی میریم از جمله خودم؛وتامیتونیم نظر میدیم وبه قولی لایک میکنیم؛ولی یه بار نمیایم توسایتی که مال خودمونه یه نظر بدیم؛انتظارم ندارم تا این مطلب رو زدم همه بیان نظر بدن...
مسلم اردشیری لردجانی
چهارشنبه 25 تیر 1393 02:29
چاپ این صفحه


                                                                                                                                          محسن اردشیری

این روزها نوای ِطبل ِ طبعی در سپهر ِسرزمینِ ما به صدا درآمده است که آوایش به  گوش ِهر آشنایِ عالم ِ سیاست در این وادی ِراز آلود، ناآشنا نیست.طبعی      متضمنِ یک تناقضِ اخلاقی که از سایه هایی به غایت نامرئی برمی خیزد.

سخن از طبع ِ"فرصت طلبی" است.
  تیره تر از چهره ی روزگارِ حکیم عطار نیشابوری ؛ رنگِ نیکو و طعمِ ناخوش!

  "قصه ی روزگار ما" اما ، از "روز" و "ساعت "گذشته است و "ثانیه" هم در رقابت با این طبع ، دچار تاخیر فاز است!
   و اما "قصه ی روزگار ما"

صالح ویسی(شیخ ویسی)
یکشنبه 22 تیر 1393 08:44
چاپ این صفحه
بسمه تعالی
 
سرزمینی را می ‌شناسم که به وسعت یک تاریخ به آن ظلم شده… سرزمینی را می‌شناسم که سلاح‌شان ایمان به خداست، در مقابل بمب‌ها و مو شک‌ها سینه‌شان را سپر می‌کنند. پناهگاهی ندارند در هنگام بمباران‌ها ی وحشیانه اهریمنان. سرزمینی را می‌شناسم که در ماه ضیا فت خدا بر سر سفره سحر و افطارشان بمب‌های ویرانگر است.
 
مردم این سرزمین به راستی در این ماه میهمان خدا هستند و با شهادتشان برای ابد میهمان خدا خواهند بود.سرزمینی را می‌شناسم که نوجوان آن را به جرم دفاع از سرزمین اشغال شده‌اش زنده زنده او را در آتش می‌سوزانند. مرگ و نفرین بر محافل حقوق بشری که چشم و گوششان کر شده و نمی بینند این همه ظلمی را که به یک ملت می‌رود، حتما از نگاه بی‌فروغ آنها این همه زن و کودک بی‌دفاع که کشته می‌شوند انسان نیستند!
 
البته روی سخن من نه محافل حقوق بشری. نه دولتهای غربی و نه دولتهای عربی که اگر غیرتی داشتند امروز صهیونیزمی نبود، بلکه روی سخن من مردم آزاده جهان است. چطور می‌توان شاهد بود که ده‌ها تن بمب بر سر ملتی بی‌دفاع و مظلوم ریخته شود و جهان در یک سکوت مرگبار فرو رود!
 
چگونه می‌توان پیکر بی‌جان و آغشته به خون کودکان بی‌دفاع را دید و سکوت کرد! بیاییم همگی ندا دهیم که مردم غزه آغوش ما پناه شماست. به آنها بگوییم که این تصاویر کودکان آغشته به خون در حافظه تاریخی ما می‌ماند و دلهایمان برای همیشه نسبت به غاصبان و جلادان صهیونیزم پر از نفرت باقی خواهد ماند. و در آخر به مردم غزه بگوییم ما در کنار شما هستیم دلهای‌مان با شماست، و به شما به خاطر پایداری و استقامتتان و شجاعتتان درود می‌فرستیم.
 
مجید مجیدی
صالح ویسی(شیخ ویسی)
جمعه 20 تیر 1393 12:01
چاپ این صفحه
سلام و احترام و عذر خواهی بدلیل غیبت طولانی ام !و بدلیل اینکه این مطلبم ارتباط چندانی به لردگان ندارد
مسقیم میرم سر اصل مطلب 
وقتی کشور پیشرفت میکرد لردگان پیشرفت نمیکرد دیگه وای به حال الان که دیگه کشور هم دیگه چند وقته هیچ پیشرفتی نمیکنه ،،لردگان که جای خود  دارد
پس به فکر تغغیر باشید نه به فکر آرایه راهکار برای پیشرفت چون گوش کسی بدهکار راهکارهای من و شما نیست!!!
من در اینجا اون چیزی که در این یکسال دیدم مینویسم خلاصه ی اقدامات دولت راستگویان!!


1کاهش رشد علمی کشور و شیره مالیدن سر دانشجویان و نخبگان کشور به بهانه وجه جهانی و آزادی ....


2-به بی راهه رفتن فرهنگ ایرانی اسلامی  با توجیح (لا اکراه فی الدین ..) و...


3-کساد شدن و بی رونق شدن بازار به اسم کنترل تورم


4-گدا پروری و کشاندن مردم در صف سبد کالا به شکلی کاملا مفتضح در راستای عزت ملی!!!


5-افزایش بدون سر وصدای ارزش افزوده کالاها و همچنین برق وآب و گاز و...در راستای کنترل تورم!!!


6-سرپوش گذاشتن نمایندگان ملت بر همه مشکلات و کمبودات وزرا و جلوگیری از استیضاح به قیمت فروختن شرافتشان!!!

درصورتی که تا دیروز به دلیل عدم باج دادن دولت به نمایندگان سریع احساس تکلیف میکرده و وزرا رایکی پس ازدیگری کله میکردند!!!


7-بی سواد شدن جامعه منتقد کشور و بی شناشنامه خواندن آنها توسط شیخ اعتدال!!!


8-ترویج دروغ و سیاه نمایی به صورتی کاملا آشکار دربین اکثر مسولین و توهین به جامعه کارگری و تاکسی رانی کشور


9-متوقف شدن اکثر کارهای عمرانی و عدم توجه به تولید ملی و تمرکز کل دولت بر موضوع هسته ای و دوختن جشم امید به دشمن!


10-حمله به منقدین و فیلتر کردن سایت ها و بستن روزنامه های منتقد دولت در راستای آزادی بیان دولت راستگویان


11-عدم توجه به مشکلات مردم و تمرکز همه جانبه بر روی تغییر پست ها در این یکسال و بر روی زمین ماندن اکثر کارها!!


12-شرمندگی ملت در مقابل شهدای هسته ای بدلیل برباد رفتن دستاوردهای این عزیزان و کاهش غنی سازی از20%به 5%


13-عدم اختیار کافی رئیس جمهور و تقسیم اختیار وی در بین افرادی همچون اکبر رفسنجانی و علی لاریجانی و باهنر و ناطق نوری و...!!! که توهین آشکار به آرای ملت و عدم وام داری منتخبشان میباشد!!


14-اخلاق نرم در برابر دشمنان و سکوت در برابر اهانت هایشان به ملت بزرگ ایران و برخورد واخلاق تند در برابرمنتقدین دلسوز داخلی بر خلاف آیه صریح (محمد رسول الله والذین معهو اشداء علی الکفار ،رحماء بینهم ...)


15-افزایش اختلافات نژادی و قومی در راستای تدبیر دولت به برکت وجود مشاور بی مغزی همجون علی یونسی

.

.

.

و درنهایت تاثر همه عوامل فوق بر عدم پیشرفت عمرانی .علمی ،اقتصادی و..کشور و از جمله شهر ما ،لردگان عزیز!!

اینها تنها خلاصه ای بود از آنچه در این یکسال مشاهده کردیم

                                                                                                                           باشد که به خود آییم

                                                                      صالح ویسی

                                                       منتقد بی سواد البته  شناسنامه دار!!

رضا رستمی
چهارشنبه 28 خرداد 1393 11:46
چاپ این صفحه
(منتشر شده در بلاگ شبکه توسعه استان)
مقدمه و تعاریف
به یک بیان ساده شاید بتوان گفت سیاست، فن تنظیم روابط انسانی برای وصول به بیشترین منافع باشد ( به یک بیان البته). از این رو ابتدایی ترین مثال سیاست تنظیم روابط دوستی با دوستانمان برای رسیدن به منافعمان است. این منافع از سالمترین منافع انسانی غیرمادی و غیرمالی آغاز می گردد و تا کثیف ترین منافع مادی و مالی و ... ممکن است برسد. ( در این نوشتار سعی ما بر تشریح سیاست ورزی منفی یا فاسد است و کمتر به سیاست ورزی مثبت و سازنده می پردازیم - به اصطلاح آسیب شناسی می کنیم)
در مقیاس بزرگ میان احزاب و گروه های سیاسی یک کشور یا میان کشورها و ملل مختلف جهان نیز سیاست به همین بیان قابلیت معنا شدن دارد. امیدوارم در این مجال بتوانم اندکی پیرامون عنوان نوشته، یعنی روابط سیاست و توسعه تامل کنم و ارائه دهم .
انسان ها با توجه به توانمندیهای ذاتی و (بیشتر) اکتسابی خود قابلیت هایی برای این تنظیم روابط (سیاست- ورزی ) دارند. این موضوع شاید در تصاحب یک ملک، خودرو یا خیلی ساده تر؛ موبایل و تبلت میان دوستان و نزدیکانتان مشاهده شده باشد. در این مواقع یا همه چیز عادلانه و صحیح است و یا یک طرف ماجرا به اصطلاح طرف دیگر را سر کیسه کرده است و به ناحق صاحب منافعی شده است. (البته همه چیز از منظر و نگاه درون و بیرون ماجرا برای انسان قابلیت بررسی دارد و امر حقیقی مد نظر نیست). مثال دیگرش همین روابط ساده فامیلی، برادری و قومی است. حمایت در انتخابات محلی و ....
بسیار بدیهی و مبرهن است که استعدادها و توانمندیهای طبیعی و بالفعل افراد در جغرافیای محل سکونت آنها و البته شأن اجتماعی و جایگاه شغلی شان و در کل داشته های انسانها در این که آنها به چه مناصبی برسند و ظرفیت های خود را چگونه آزاد نمایند ربط بسیار وثیقی دارد. اینکه کسی در شهری شلوغ، امکانات تجاری و اقتصادی و دانشگاهی بسیار خوب بتواند تحصیلات عالی داشته باشد، کار و تجارت را بیازموزد، وارث شرکتی و منافعی شود و دستگاهی از ثروت - قدرت راه بیندازد یا اینکه رعیت زاده ای محترم، در روستایش مجبور به یاری پدر محترم تر از خود باشد و نهایتاً بر اثر خشکسالی و ورشکستگی پدر بتواند برای کارگری هم که شده رنگ شهر را به چشم ببیند. 
پس عوامل زیادی در این که استعدادها بروز یابند می توانند دخیل باشند. (توجه داشته باشید که منکر به ثروت و قدرت رسیدن روستایی زاده نیستیم- "شرایط و عوامل" مساعد باشند آن هم امکان دارد!)

استعدادهای طبقات و کیفیت اثر
در یک جامعه سالم و متوازن! طبقات مختلف انسانها از لحاظ شغلی و اقتصادی وجود دارد. از کارگران محترم روزمزد، کوره پز خانه، رفتگران عزیز تا پزشکان و مهندسان و استادان و کارخانه داران و وزرا و رؤسا و مدیران و .... . پس جامعه سالم باید طبقات اقتصادی با شئون و شرایط مختلفی از سطح کیفی زندگی را در خود جای داده باشد. خانواده هایی که زندگی هایی با کیفیت های متفاوت دارند. از آنها که همیشه محتاج نان شب هستند گرفته تا کسانی که در سال 6 ماه مرخصی و تفریح و تعطیلات شاید داشته باشند در تایلند و هاوایی و .
اینها کسانی اند که باید نیازها و احتیاجات مملکت را بسته به استعداد و توان خود برآورده سازند. همه به هر صورت شاید به دردی بخورند ولی تاثیر گذاری آنها متفاوت از هم است. واضح است که ارزش کار یک فوق تخصص قلب یا مغز و اعصاب، یک متخصص ماهواره و سلاح، قابل مقایسه با ارزش کار و تاثیر گذاری یک رعیت و کارگر نیست در این جامعه و البته سطح اقتصادی و کیفی زندگی آنها هم متفاوت از هم است.  تا اینجا نباید چیزی نادرست و ناعادلانه باشد. (البته اگر خیلی مته به خشخاش نگذاریم!)

روابط قدرت - ثروت و اثرگذاری بر جامعه
مشکل از آن جا شروع می شود که این نابرابری ها در دسترسی به امکانات، کالاها و خدمات اجتماعی با کمی چاشنی ضعف اخلاق (از هر نوعش) همراه می شود. در طبقه ضعیف جامعه نگاه به امکانات و سطح کیفی زندگی طبقه قدرتمند باعث بروز چالش ها و مشکلات بزرگی می شود. در طبق مرفه نیز انواع و اقسام مشکلات اخلاقی اعم از حرص و طمع و حسادت و .... مشکلاتی بوجود می آورند که امروز در کشور خود شاهد آنیم. تفاوتها بر شیوه زندگی مردم تاثیر می گذارد. از تغذیه و پوشاک بگیرید تا مسکن و اتومبیل و تفریحات و سرمایه گذاری و ...
آن که هیچ ندارد طبیعتا به راه کارهایی می اندیشد که یک شبه صاحب خیلی از امکانات شود. اگر راهی بیابد قاعدتا نباید قانونی و سالم و پاک باشد اگر هم نیابد باید به طریقی خود را تخدیر نماید و تسکین دهد. دزدی و زورگیری و اعتیاد و کودکان کار و فساد اخلاقی و ... کم کم رخ نمون می کنند. 
از آن سو جامعه مرفه و متوسط به بالا هم مترصد فرصت های غیرقانونی، رانت های اطلاعاتی، بند پ (پارتی بازیها)، سیاست ورزی از طریق نفوذ در کانال ها و مرتبطین و مسئولین دولتی و .... برای شکار فرصت های بهتر مادی و مالی باید باشد.
هر دو یا دقیقتر بیان کنم، دو سر طیف مشغول فسادند. فسادی که گریبان همه ی جامعه  را می گیرد.


سیاست و توسعه
خوانده ایم و شنیده ایم که توسعه باید متوازن و هماهنگ باشد. یعنی همه اقشار جامعه باید بتوانند از امکانات جامعه به یک نسبت که نه ولی شبیه هم (بامسامحه) برخوردار باشند. مسکن، خوراک، آموزش، بهداشت، کار، بیمه، درمان، تفریح و غیره و غیره. یعنی مثلا جنوب شهری (برای کلانشهرها) با شمال شهری در داشتن خیابان و بلوار تمیز و مرتب، در داشتن پارک و فضای سبز، داشتن کلینیک و بیمارستان، مدرسه و دانشگاه، شغل و تامین آتیه، خیلی متفاوت و متضاد نباشند. ولی سخت است. 
چرا؟ چون مسئولین، مدیران، سیاستگذاران و سیاست مداران در این امر شریکند و امکان لغزش دارند. اگر منافعشان را بالاشهری ها تامین کنند، اگر بطور طبیعی توسعه و بهبود امکانات بالای شهر برای توسعه کل کشور اثرگذارتر باشد آن گاه کمی بیخیال توازن می شوند. تنها بحث مدیریت شهری نیست. در سطح کشور هم همین شکل دقیقا جریان دارد. امکانات در درجه اول در پای-تخت  توزیع می شود. چرا؟ چون دولتمردان اینجا حاضرند، چون شرکتهای بزرگ وجود دارند. چون ثروت و پول وجود دارد. پس بقیه ملت چه می شود؟ 
بعد قاعدتا نوبت به جاهایی است که اثرگذاری بیشتری داشته باشند. اصفهان، مشهد، تبریز، شیراز، ....
چون این شبکه قدرت - ثروت بیشتر به افراد و اقشار این مکانها ارتباط می یابد و کمتر کسی از روستاهای دهنو، علی آباد علیا، امامزاده فلان در این شبکه حاضر است. (باز هم تسامح) از نگاه اقتصاد نو این موضوع قابل دفاع است. سرمایه باید جایی صرف شود که زایش سرمایه داشته باشد. شاید نگاه درستی باشد. چون کارشناس اقتصادی نیستم نمی توانم دقیقا اظهار نظر کنم و بگویم صد در صد درست یا صد در صد غلط است.
ولی .... 
آنچه ما را به ادامه نوشتن و شما را به ادامه خواندن این متن وا می دارد، فسادهای سیاست و توسعه است. تا اینجا در مقام توصیف بوده ایم و هیچ نتیجه ای نگرفته ایم...

(ادامه دارد)
می توانیم ادامه اش را از قلم شما بخوانیم اگر دیدگاهی دارید.
رضا رستمی
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 08:19
چاپ این صفحه


نگاه از بالا به پایین در بازنمایی روستا جواب نمی دهد/ 

این مدل توسعه، باعث افزایش فقر و نابرابری در روستاها شده است


اشاره: برنامه به «رنگ روستا»، برنامه ای بود که با نگاهی متفاوت، روستا را فارغ از نگاه های توریستی و نوستالژیک و گه گاه روستاستیز! به نمایش می گذاشت و همین نوع نگاه موجب جلب توجه و جذب مخاطبین خاص به خود گردید. برنامه ای که نه قبل آن و نه بعد آن، اثری از تیتراژ و مقدمه و موخره نبود و هر چه بود روستا بود و روستایی. همین بی نام و نشان بودن برنامه، کار ما را برای ارتباط گیری با دست اندرکاران برنامه مشکل نمود و نهایتا با روش گلوله برفی! توانستیم به مرد اصلی این برنامه، یعنی «موسی جابری» برسیم. سایت علوم اجتماعی اسلامی ایرانی  در مصاحبه حاضر تلاش کرده است در گفتگو با شخصی که خود سال هاست چه در مقام نظر و چه در مقام عمل، با همین دغدغه به تولید اثر پرداخته است. 
این برنامه از شبکه 3 سیما هر روز حدود ساعت 6 و 40 دقیقه صبح شروع می شود.

رضا رستمی
دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 11:57
چاپ این صفحه
توسعه به خودی خود معناهای زیادی را به ذهن متبادر می کند؛ فرهنگ فارسی معین در معنای توسعه می نویسد: (تُ س ِ عِ) [ ع . توسعة ] 1 - (مص م .) گشاد کردن ، فراخ کردن ، وسعت دادن . 2 - (اِمص .) گشادی ، فراخی . 3 - ترقی ، پیشرفت . ولی همچنان بر سر معنا و مفهوم کاربردی آن بحث زیاد است.  عده ای آن را ره آورد غرب و غربیان می دانند. عده ای نیز توسعه را ناگزیر سرنوشت محتوم همه عقلا می دانند. می گویند از كلمه‌ی فرنگی (development)  اخذ شده است!  هر چه هست مجبوریم کمی به تشریح و تفصیل آن بنشینیم.
این توسعه چه معناهایی می تواند داشته باشد و چرا کلماتی مثل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و .... پشت سر آن می نشینند؟!
«واژه "توسعه" (development) از نظر لغوی در زبان انگلیسی، به معنی بسط یافتن، درک کردن، تکامل و پیشرفت است. گرچه این واژه از قرن هشتم هجری (14 میلادی) برای توضیح برخی پدیده‏های اجتماعی بکار رفته است، لیکن استفاده وسیع از این واژه به ‌عنوان یک چارچوب تحلیلی برای درک پیشرفت جوامع انسانی، به بعد از جنگ جهانی دوم و در دهه‏های 1960-1950 مربوط می‏شود. در آن موقع، این واژه مترادف با نوسازی، رشد، صنعتی شدن و برای تعبیرات و اصطلاحات مشابه به کار می‏رفت.
توسعه در یک تعریف دیگر به معنی "خروج از لفافه" است. "لفافه" از دیدگاه صاحبنظران نسل اول توسعه، به معنی خروج از جامعه سنتی و ارزش‌های مربوط به آن است. به اعتقاد آنها برای دستیابی به توسعه باید از مرحله سنتی خارج شد و به تجدد رسید. الگویی که مورد توجه افرادی چون "لرنر، شرام و راجرز" بود. اما امروزه مفهوم توسعه از دیدگاه بیشتر صاحبنظران، همه ابعاد زندگی بشر را در برمی‌گیرد. توسعه از نیازهای انسانی آغاز می‌شود تا به مسائل مربوط به زندگی معنوی انسان نیز برسد.
توسعه مفهومی است که از آغاز دوران مدرنیته از سوی نظریه پردازان برای کشورهایی که از سطح پائین رشد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی برخوردار بودند مطرح شد. هدف اولیه نظریه پردازان از مفهوم توسعه ارائه الگو و مدلی برای حرکت جوامع مختلف به ویژه به سبک کشورهای غربی بود. با این حال کم کم مفهوم توسعه دچار پیچیدگی و تعریف های متعدد و مبهمی شد؛ به طوری که ارائه یک تعریف جامع برای آن مشکل شد.
در یک تعریف توسعه به بهبود، رشد و گسترش همه شرایط و ابعاد مادی و معنوی حیات اجتماعی را گویند که در رابطه بین دولت و ملت بوجود می آید و شرایط مناسبی را از امنیت، آزادی فردی، مشارکت سیاسی، رشد اقتصادی و رفاه مالی و غیره را مهیا می کند.
با توجه به گستردگی مفهوم توسعه، این مفهوم در شاخه های متعددی  تقسیم بندی می شود که شامل توسعه اقتصادی، توسعه سیاسی، توسعه اجتماعی، توسعه فرهنگی و غیره است که مجموع اینها شاخص های یک جامعه توسعه یافته را تشکیل می دهد.» [1]

درباره توسعه زیاد باید خواند و نوشت و تامل کرد ولی آنچه در این مقال می گنجد اندکی درباره توسعه پایدار خواهد بود. سعی می کنم بگویم توسعه پایدار چه ویژگی هایی باید داشته باشد.
«توسعه از نظر اندیشه‌وران علوم اقتصادی و اجتماعی، به‌معنای ارتقای مستمّر كلّ جامعه و نظم اجتماعی به‌سوی زندگی بهتر یا انسانی‌تر است؛ اما «توسعه ‏اى كه نیازمندی‌های حاضر را بدون لطمه زدن به توانایى نسل‏هاى آتى در تأمین نیازهاى خود برآورده می‌سازد، توسعه پایدار گویند».
توسعه پایدار، ترکیبی از دو واژه است که دو جنبه متفاوت (پیشرفت اقتصادی-صنعتی و کیفیت محیط زیست) را در یک نماد (توسعه پایدار) متحد می­سازد.به‌عبارت دیگر دو مفهوم اقتصاد و اکولوژی در کنار هم قرار گرفته و زیربنای استراتژی توسعه پایدار را شکل می‌دهد. آنچه در تعاریف مربوط به توسعه پایدار مشترک است، جنبه پویایی آن، رفع نیازهای اساسی، توجه خاص به حفاظت از محیط زیست و جلوگیری از تخریب و آلودگی آن است. شرط لازم جهت دستیابی به توسعه پایدار، حفظ کارآیی در تخصیص منابع و شرط کافی آن عبارت است از:
1.       تقلیل منابع تجدید نشدنی و احیای دوباره و حفاظت از آن؛
2.       جایگزینی منابع تجدیدپذیر با منابع تجدیدناپذیر؛
3.       ایجاد تعادل در جذب فضولات توسط محیط زیست در مقابل مقدار فضولات وارد شده به محیط زیست.» 

توسعه پایدار و توسعه اقتصادی
توسعه پایدار تفاوت‌هایی با توسعه اقتصادی دارد؛ که مهم‌ترین آنها عبارتند از:
1.در مباحث مربوط به توسعه پایدار، خود توسعه به‌صورت فرایندی فرهنگی درمی­آید و هدف، به‌جای حصول ثمرات کوتاه ­مدت، به برقراری رابطه ­ای فرهنگی بین محیط طبیعی، انسان و برنامه توسعه تبدیل می­ شود.

2.در تفکر توسعه اقتصادی، سرمایه طبیعی و سرمایه تولیدی، تقریبا به‌طور کامل جانشین یکدیگر در نظر گرفته می ­شود و تکنولوژی می­تواند هرگونه کاهش منابع طبیعی را جبران نماید. در مقابل، تفکر توسعه پایدار براین باور است که تکنولوژی را همیشه نمی­توان جایگزین بسیاری از عملکردهای حیاتی طبیعی نمود.

3.نگرش جزء­گرا در توسعه اقتصادی، انسان و محیط زیست را به‌عنوان دو پدیده مستقل و مختلف در نظر گرفته و بر این اساس، برنامه ­ریزی و طراحی می‌کند که در نهایت این‌دو را در مقابل هم قرار می‌دهد.حال آنکه در تفکر توسعه پایدار، مبنای نظری و فکری کل‌گرایانه حکم‌فرما است.

4.آموزش در توسعه پایدار، آموزشی از طریق مشارکت مستقیم و فعال با اتکا به نگرش کل‌گرایانه است.اجزای چنین توسعه‌ای باید به‌صورت نهادهای مشخص و قابل شناسایی، درک و منتقل شوند. این آموزش از یک سو باید سیاست‌گذاران، تصمیم‌گیران، برنامه‌ریزان، طراحان و مجریان را دربرگیرد و از سوی دیگر، در نهایت شامل کسانی که توسعه را تحقق می‌بخشند (یعنی مردم) گردد.

5.پایه و اساس بحث توسعه پایدار، استفاده معقول و منطقی از محیط زیست و منابع طبیعی است. این امر مستلزم توجه به نیاز نسل‌ها است. توسعه پایدار در درون فرهنگ خود، عدالت بین نسلی و درون‌نسلی را در کنار هم مورد تأکید قرار می‌دهد و به برخورداری از شرایط یکسان در استحصال از منابع زیست‌محیطی توجهی خاص دارد.

6   .توسعه پایدار، به‌واسطه نیاز اساسی به مشارکت و هم­فکری عمومی، وحدت، همبستگی اجتماعی، عدالت و توازن را می‌طلبد. چنین حالتی، بدون وجود عدالت اجتماعی و ازبین رفتن فقر در جامعه و نیز بدون توزیع عادلانه امکانات، قابل حصول نخواهد بود.

7.از نظر توسعه پایدار، ارزش تمام منافع و هزینه ­های اجتماعی، از جمله کاهش ارزش منابع طبیعی و ارزش­گذاری میزان آلودگی و تخریب محیط زیست، باید در نظام حسابداری به‌منظور تعیین نقش توسعه در نظر گرفته شود و به‌دلیل اینکه بازارها نمی­توانند از کارآیی لازم در این زمینه برخوردار باشند، بر لزوم دخالت دولت تأکید می­شود.
 
عوامل موثر در توسعه پایدار

مهم‌ترین عوامل رسیدن به توسعه پایدار عبارتند از:
- نیاز به تغییر نهادهای موجود و ایجاد نهادهای جدید؛
 - اولویت‌دادن به سرمایه انسانی به‌ویژه زنان و جوانان در جهت پایداری توسعه؛
- نقش رهبری در به دوش‌کشیدن و بالابردن تلاش توسعه‌ای از بالا؛
- نقش سازمان‌های مدنی اجتماعی برای پیش‌راندن توسعه از پایین به بالا؛ (وظیفه ما)
 -  اهمیت حقوق بشر و مفهوم و هدف گسترده آن؛
 - آمیختن توسعه با ساختار اجتماعی و فرهنگی؛
 - ارتباط درونی میان پایداری توسعه و اعتماد به نفس. » [2]


مقالات تخصصی

شاخص های توسعه پایدار در مناطق روستایی 

شاخص های توسعه پایدار شهری 

به نظر شما شهرستان لردگان چقدر نیازمند چنین توسعه ای است ؟!
آیا هر توسعه ای برای شهرستان مفید خواهد بود؟ 
آیا اصرار بر داشتن صنایع مختلف شیمیایی، پتروشیمی، نفتی، سیمان و ... پایدارند؟
آیا رفتار فعلی مردم ما با محیط زیست (بخصوص جنگلهای بلوط ) اثری بر توسعه دارد؟!
آیا مسئولین شهرستان ما فرصت فکر کردن به این موضوع را دارند؟
سیاست های دولت سابق (بذل و بخشش پتروشیمی ها و پالایشگاه ها و ...) تا چه اندازه این موضوع را مد نظر داشته است؟

شما بگویید..


رضا رستمی
شنبه 30 فروردین 1393 12:56
چاپ این صفحه
دوستان عزیز، 
بی شک بیان مسائل و مشکلات مربوط به شهرستان اولین قدم برای پیگیری و حل آنهاست. 

ادامه مطلب را ببینید...
رضا رستمی
دوشنبه 25 فروردین 1393 09:49
چاپ این صفحه
من از وقتی با جمع دوستان روشن فکر و روشن ضمیر لردگان آشنا شدم از هیچ تلاشی برای روشنتر کردن فضا فروگذار نکرده ام و آنچه در طبق اخلاص بوده را تقدیم کرده ام. هیچ منتی نیست که این ها همه وظیفه ام بوده و است ولی چرا من این چنین بی مزد و بی منت باید تلاش کنم ؟
حتما به خاطر دارید که می گفتند «دیگران کشتند و ما خوردیم، ما بکاریم تا دیگران بخورند». حقیقتا پر مایه است چنین سخنی و مثلی. انسان در زندگی خود در هر عصری که می زیسته مشکلات و تنگناهایی داشته است. در هر دوره ای به فراخور آن دوره مشکلات با هم فرق داشته اند. در یک دوره جنگ و خونریزی، در یک دوره بیماری و بلا، در یک دوره قحطی و خشکسالی، در یک دوره هم مدرنیته و فرهنگ و سیاست!
اگر امروز اندکی قابل زیستن و قابل تحمل است برای تلاش مردمی است که سالها پیش از ما می زیسته اند و امروز را شکل امروز در آورده اند. بی شک تایید می کنید. همه آنچه ما امروز داریم نتیجه کار خود ما نیست.
این همه مقدمه چینی برای اینکه بگویم «ما باید کار کنیم و توسعه دهیم». همین و همین. 
مدتهاست در این بلاگها می نویسم که هر کدام از ما باید هر کاری از دستش بر می آید برای دیگران و برای عموم جامعه انجام دهد ولی آیا بدون اجر و انگیزه هم ممکن است کسی به رایگان زحمتی بکشد؟ در این دوره که برای 5 دقیقه حرف زدن و مشورت دادن پولهای کلان می گیرند، برای گرفتن کارت ملی، شناسنامه، پلاک ماشین، گواهینامه، برای کفن و دفن، برای تولد، برای مردن ، برای ازدواج و برای طلاق پولها می گیرند و خلاصه زندگی خرج دارد آیا می توان به رایگان کار کرد؟
حقیقتن باید گفت نه! و جواب نه است. نمی توان و نباید.
یک ایده اینست که هر کسی در هر کسوتی که مشغول کار و کسب درآمد است به نوعی در حال خدمت و رشد جامعه است. این ایده کاملا درست است. کسی مخالف این ایده نیست. ولی همیشه اینطور نیوده. همنچنین همیشه همه به حق واقعی خود و به مزد حقیقی خود دست نیافته اند. عده ای سرمایه های کلان به ناحق برداشته اند و تصاحب کرده اند و عده ای در عین زحمت واقعی و خون جگر خوردن هر شب گرسنه آرمیده اند.  این هم غلط نیست.
هدف ما از گفتن این ها چیست؟ 
به اصل ماجرا رسیدیم و هدف ما 
هدف ما رسیدن به روزگاری است که این معضلات در جامعه انسانی نباشند. کسی به ناحق صاحب چیزی نشود، ضعیف حق خود رابستاند. همه صاحب شغل و دانش و فرهنگ و اصالت انسانی باشند که این با اصالت نسلی بسیار تفاوت دارد. آنچه ما از اصالت می فهمیم فقط این است که فلانی فرزند کیست؟ آیا اجدادش بزرگ بوده اند؟ یا نه کارگر زاده است؟ همه عقلا می دانند که این نامش اصالت نیست.
کار اصولی برای جامعه باید همه جوانب جامعه انسانی را مد نظر داشته باشد. من اگر جایی نوشتم توسعه منظورم صرفن توسعه مادی و مالی نبوده است گرچه به ظاهر این طور می رسیده است.
برای رسیدن به جامعه ای انسانی، عاجزانه از دوستان خود تقاضای انسانیت دارم. 
توفیق پیش رویتان باد


ویرایش اول:
27 فروزدین 93
دیروز به اتفاق همسرم به تماشای فیلم «چ» رفتیم و بعد از تماشای آن کمی به تفحص نشستیم
شاید هنوز عده ای به مصطفی چمران علاقه مند باشند! (بخاطر موضوع نوشته بالا)

از قضا در وبگردیها به این مطلب جالب رسیدیم

http://imamsadr-news.com/article/3707

و بعد
کامنت های این متن
http://www.mideastyouth.com/2009/08/25/great-men-of-the-me/

که از زبان نوه دکتر نوشته شده و پاسخ هایی بدان داده شده است. محض اطلاعتان فرزندان دکتر هیچکدام کاره ای نشدند.

رضا رستمی
یکشنبه 18 اسفند 1392 09:26
چاپ این صفحه
شهرستان لردگان یکی از بزرگترین شهرستان های استان کمتر توسعه یافته (یا اصلا توسعه نیافته!) چهارمحال و بختیاری است. چهارمحال و بختیاری را اگر سایر مردم دور دست کشور بشناسند شاید صدقه سر اصفهان یا خوزستان و فارس باشد! صدقه سر مسیری برای تردد و سفر. مسیری که در سال های اخیر فقط درد و رنج و غمش برای لردگان مانده است .
دوستانی که مثل بنده دانشجوی راه دور یا ساکن شهر دور بوده اند این موضوع را بخوبی می دانند. عده ای آن را با کهگیلویه و بویر احمد اشتباه می گیرند و عده ای شاید با ایلام و لرستان و ...! جغرافیای تعریف نشده ای داد چهارمحال در میان استانهای شناخته شده اطرافش.
ولی ما خودمان آن را خوب می شناسیم، نیک می دانیم سرشار از منابع غنی طبیعی و خدادای است. طبیعتی کم نظیر دارد و توان بالقوه گردشگری و معدنی و ترانزیتی و غیره. ما می دانیم که سرشار از نیروی انسانی جوان و البته عمدتا بیکار است. تعداد تحصیلکردگان و نخبگانش بسیار زیادتر از حد دانایی ماست ولی چه سود؟ برای عموم مردم و برای آینده اش چه سود؟

آن چه باعث رشد و توسعه می شود فراتر از سرمایه و مایه، نیروی فکری و توان جذب منابع است که از دست انسانهای هوشمند و توانمند بر می آید. کسانی که قوتها و ضعف ها را بخوبی می شناسند و می توانند با افکار و روابط خود منابع و سرمایه های مردمی و دولتی را بخوبی مدیریت کنند. (شک نکنید که بدون توان بالای فکری و اجرایی و رابطه خوب با قدرتمندان نمی توان جذب منبعی برای شهرستان داشت!)
شهرستان ما افراد توانمند و تحصیل کرده بسیار زیادی دارد. افرادی که در حال حاضر یا مشغول تحصیلند و یا مشغول کار. یا در محل هستند و یا در استانهای دیگر و شاید کشورهای دیگر. آنچه در این مجال مطرح می شود ایده مرکزی برای مطالعه  (حداقل مجازی) و تبادل نظر پیرامون مدیریت منابع و توسعه شهرستان است. توسعه در همه ابعاد و شئون آن. اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، اداری، بهداشتی و گردشگری و .... البته توسعه ای پایدار و ماندگار نه موقت...
و این مهم فقط از دست شما بر می آید، شما که به سطحی رسیده اید که به اینترنت دسترسی دارید، شما که دغدغه شهرستان را دارید و این متن را می خوانید و احتمالا شما که پس از خواندن این متن در خود احساس نیاز به چنین تحولی در شهرستان را دارید.
حضور افراد فهیم و دانش مند در کنار یکدیگر و ارائه دیدگاه ها و نظرات در حوزه های تخصصی و عمومی باعث رشد و بالندگی ذهنیات و تفکرات می گردد البته اگر این حضور و این تبادل افکار، سالم و سازنده و متمدنانه باشد.  
پرهیز از طایفه گرایی، شهر یا روستاگرایی (اهلیت گرایی درون شهرستانی) ، کاسبکاری و منفعت طلبی شخصی و سیاسی و حزبی همه و همه به ما کمک می کند توسعه عادلانه و متوازنی در سطح شهرستانمان داشته باشیم که فایده آن را همه نسل ها و همه اقوام ساکن در شهرستان لردگان خواهند دید.
در این مرکز آنچه محور و اساس فعالیت قرار می گیرد مسائلی همگانی و عمومی است :
- مزیت رقابتی و اصلی شهرستان در چیست ؟ چطور می توان آن را به فعلیت درآورد؟
- توسعه پایدار شهرستان از چه راهی حاصل می شود؟
- سرمایه گذاران محلی و غیر محلی را در چه موضوعاتی تشویق کنیم؟
- آبادانی شهرستان در گرو حل چه مشکلاتی است؟
- مردم ما چه مشکلات بهداشتی و پزشکی دارند؟
- چطور می توانیم بسیاری از نخبگان مهاجرت کرده به سایر شهرها را بازگردانیم تا به وطن خود خدمت کنند؟
- اقتصاد ما و معیشت ما دچار چه خلل هایی شده است؟
-آسیب های اجتماعی و فرهنگی شهرستان کدامند؟
- چرا هنر و علم و فرهنگ شهرستان مثل بروجن و شهرکرد و ... رشد نکرده است؟
- چرا امکانات علمی و پژوهشی شهرستان ناچیز است؟
- گردشگری را چگونه می توان توسعه داد و جذابیت زیادی در سطح ملی برای لردگان ایجاد کرد؟
- و هزاران مسئله دیگر که به ذهن من نمی رسد ولی شاید به اذهان فعال شما برسد...

بنده با دیدن جمع هایی همچون چویل، نیک اندیش و لردگانی ها بالقوه وجود افرادی توانمند برای مدیریت چنین فضایی  را احساس نمودم، فضایی جدی و پیگیر که در شهرستان ما بطور متمرکز و مجتمع کمبود آن بخوبی احساس می گردد. فضایی متشکل از نویسندگان، نخبگان، حامیان مالی، مسئولان، راستی و چپی و خلاصه همه اقشار با همه دیدگاه ها! با تسامح و تساهل فکری و عقیدتی با محوریت مسائل مهم و توسعه ای شهرستان.
شما سری به این سایت بزنید. من نمی گویم همه آن صفاتی که مد نظر من بوده را بر آورده کرده ولی حداقل یک تمرکز خوب بر مسائل منطقه دارد. بنده چندین بار این سایت را برای دوستان شهرستان مثال زده ام تا همه الگو بگیریم و کنار هم جمع شویم ولی متاسفانه تابحال اتفاقی نیفتاده. کسی حمایتی نکرده است.
همچنین این نمونه را ببینید.
حال پیشنهاد بنده تشکیل چنین اجتماعاتی در سطح شهرستان، بخش، دهستان، روستا و ... است، بگونه ای که همچون حلقه های زنجیر همه با هم در ارتباط بوده و به رشد کل منطقه کمک کنند. این کمک در دو سطح بسیار مهم می تواند باشد: یکی کمک فکری در مطالعه، نقد و ارائه دیدگاه ها و دیگر کمک اجرایی در سطح مطالبه گری و پیگیری و ارتباط با مسئولان و سایر افراد دخیل در سطح اجرایی شهرستان از نماینده مجلس گرفته برای دوستان ساکن در مرکز تا شهردار، فرماندار، بخشدار، مدیر، معلم و .... برای دوستان ساکن در محل. مسئولین محلی و استانی باید به این مطالعات بها دهند و جدی بگیرند و مسئولی اگر در این موارد پاسخگو نباشد خائن است به همه مردم خود. باید از مسئولین خواست و خواست و خواست و هیچ ساکت ننشست. این مسئولین صدقه سر حمایت های اجتماعی ما مردم در راس کار قرار گرفته اند و نباید از حل معضلات غافل باشند.
در انتها همت باید از ما باشد در :

- جلب حمایت و توجیه بزرگان اقوام در همدلی برای توسعه متوازن شهرستان
- جلب حمایت سرمایه گذاران منطقه ای برای سرمایه گذاری در اولویت های واقعی شهرستان
- دعوت از همه نخبگان و فرهیختگان برای هم افزایی و بالندگی فکری شهرستان از طریق شرکت در اجتماعات فکری حقیقی و مجازی
- شرح و بسط نقاط قوت و ضعف برای توجیه مسئولان 
- تقویت روحیه و فرهنگ کار تیمی و گروهی در سطح شهرستان 
- ایجاد فعالیت های خودجوش اجتماعی - فکری در بازه های سنی مختلف (دانش آموزی، دانشجویی، جوانان و ..)
-

گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد



ویرایش اول : 21 اسفند ماه 92
امروز نمونه هایی بطور تصادفی دیدم که برای آشنایی شما ذکر می کنم:
مراکز مطالعات شهری:
مؤسسه مطالعات شهری استرالیا                   http://www.anthropology.ir/node/13841                   
مؤسسه مطالعات شهری: مرکز لوئیس ویل          http://www.anthropology.ir/node/13979
گروه برنامه ریزی و مطالعات شهری ام.آی.تی     http://www.anthropology.ir/node/14058
مدرسه ی موضوعات شهری و عمومی                http://www.anthropology.ir/node/14173  
مؤسسه ی پژوهش شهری کایندر                        http://www.anthropology.ir/node/14256             
مرکز مطالعات شهری دانشگاه ایالت وین              http://www.anthropology.ir/node/14444
مؤسسه ی مطالعات شهری دانشگاه وینیپگ            http://www.anthropology.ir/node/14336
مرکز مطالعات شهری دانشگاه بوفالو                    http://www.anthropology.ir/node/14525
مرکز مطالعات شهری دانشگاه آمستردام                 http://www.anthropology.ir/node/14607
مرکز مطالعات شهری دانشگاه ایالتی پرتلند             http://www.anthropology.ir/node/14681
   
رضا رستمی
سه شنبه 13 اسفند 1392 09:24
چاپ این صفحه
چند سال پیش دفترچه خوش رنگ و لعابی به دستم رسید با عنوان «فرصت های سرمایه گذاری در صنعت گردشگری استان چهارمحال و بختیاری» که سازمان میراث فرهنگی زحمت تهیه آن را کشیده بود و به حق جزیی از یک برنامه نسبتا خوب بود.
چرا اینجا از آن می نویسم؟ 
یکی از مستعدترین شهرستانها برای این سرمایه گذاری لردگان است ولی آیا مردم ما و سرمایه دارهای ما به آن درک رسیده اند که این فرصت جذاب است؟
آیا به این درک رسیده اند که بسیار سریع بازگشت سرمایه و سود دارد؟
آیا به این درک رسیده اند که برای توسعه بلند مدت و سالم بسیار مستعد است؟
چه کسی مسئول این بدفهمی است؟ بی شک ما مسئولیم
ما مسئولیم که هیچ تلاشی برای توجیه سرمایه گذاران خود نمی کنیم


وظیفه ما آگاهی بخشی است
به هر شکلی که بتوانیم
نمونه اش چاپ این برشورها و نوشتن این متنهاست
رضا رستمی
پنجشنبه 17 بهمن 1392 09:26
چاپ این صفحه

        مدتها پیش کتابی می خواندم از رضا امیرخانی بنام نفحات نفت ،


عجیب توصیف کرده بود شرح حالمان را این مهندس ادیب فرنگ دیده فهمیده ، بقول یکی از دوستانم جانشین خلف جلال آل احمد
اول اینکه توصیه می کنم هر کس این کتاب را نخوانده به هر زحمتی که هست آنرا پیدا کرده و بخواند

و اما ربطش به این عنوان بالا «برای بهبود وضعیت چقدر تلاش می کنیم» ؟!

در کتاب این بخش ها را می خوانیم:
  • «مقدمه»
  • «درآمد»
  • «قانان»(تغییر یافته کلمه قانون)
  • «بی‌کارآفرین»
  • «منطق آزاد!»
  • «نه عامه پسند، نه خاصه پسند؛ فقط داستان مسوول پسند»
  • «کدام استقلال، کدام پیروزی»
  • «صنعت دولتی شدن نفت»
  • «حزب در پیت»
  • «ریاست نفتی»
  • «آنچه خوبان همه دارند، ما هم داریم!»
  • «جمهوری اسلامی پاکستان»
  • «اقتصاد مورد نظر در دسترس نیست»
  • «افق»
  • «توسعه چینی و هندی و ژاپنی و مالزیایی و...»
  • «زمین صاف، زمین گرد، زمین مشبک»
  • «مسؤول سه‌لتی مقصر نیست»

همانطور که مشخص است ربط زیادی هست بین این کتاب و سوالی که من پرسیده ام

تلخیص بخشی از کتاب برای ایجاد اشتیاق می آید:

خانواده‌ای هست مفلوک. کار پدر بدان‌جا کشیده است که مجبور است طلای مادر بفروشد تا نان سفره‌‌ی فرزندان فراهم آورد و البته بیش از آن را نیز خرجِ خود کند
به پدر چه خواهید گفت؟ بی‌کاره؟ مفلس؟ معتاد؟ هرچه خواستید بگویید... اما بدانید که از چنین مردی بایستی ناامید بود. اگر کسی به فکرِ نجاتِ چنین خانواده‌ای باشد٫ تنها به فرزندانِ جوان امید خواهد بست

مادر یعنی وطن. طلا یعنی نفت. پدر یعنی دولت! این ملک پدرانی داشته است که برای حکومت٫ نه طلای مادر٫ که خودِ مادر را نیز فروخته‌اند! در چنین خانواده‌ای تنها مایه‌ی نجات٫ همتِ فرزندان است... از پدر کاری برنمی‌آید !


ولی از خودم می نویسم:

ما در شهرمان چند کارآفرین داریم؟ چندتایش را می شناسیم؟ چند نفر از آنها را بخوبی معرفی کرده ایم؟

اصلن سوال دیگری: چند نفر از ما مردم فهیم تحصیل کرده بدنبال کارآفرینی بوده ایم؟ خود من حتا!

همه و همه چشم به راه معجزه ایم، چشم به راه دولت، چیزی از جنس یارانه و سبد کالا !

***

درباره نویسنده

تهیه کتاب
رضا رستمی
چهارشنبه 2 بهمن 1392 09:14
چاپ این صفحه
مدیر کل حفاظت محیط زیست استان فارس پیشنهاد داد که به‌مناسبت و میمنت تولد هر نوزاد و هر واقعه‌ی ازدواج، افراد یک‌ درخت بکارند.

به گزارش ایسنا، منطقه‌ی فارس، «حسین‌علی ابراهیمی‌کارنامی» امروز(سه‌شنبه اول دی‌ماه) در حاشیه‌ی برگزاری مراسم هفته‌ی هوای پاک، در جمع خبرنگاران افزود: اگر هر شهروند هنگام تولد فرزندش، یک نهال بکارد و این نهال همپای فرد رشد کند، همواره بعنوان یک خاطره، با او است.

ابراهیمی‌کارنامی افزود: از طرفی می‌توان غرس درخت را از سوی پسر و دخترانی که ازدواج می‌کنند، به‌عنوان یک سنت رواج داد.

مدیرکل حفاظت محیط‌زیست استان فارس با بیان اینکه درختان در تلطیف هوا، نشست گرد و غبار و سلامت روحی جامعه، تأثیر بسیار زیادی دارند، گفت: توجه به درخت و توسعه‌ی سرانه‌ی فضای سبز، سبب نشاط و شادابی در اجتماع می‌شود.

ابراهیمی‌کارنامی همچنین پیشنهاد داد که در گورستان به‌جای سنگ قبر و سیمان و سنگ، به یاد هر عزیزی که از دست می‌دهیم،‌ یک درخت بکاریم.

مدیرکل حفاظت محیط زیست فارس خاطرنشان کرد: اگر سنت کاشت درخت، به هر بهانه‌ای رواج یابد، سرانه‌ی فضای سبز در محیط‌های شهری به سرعت افزایش می‌یابد.

براساس این گزارش،‌ هر سال از 29 دی‌ماه تا 6 بهمن‌ماه به‌عنوان هفته هوای پاک، نام‌گذاری شده و مراسم‌ مختلفی در این هفته برگزار می‌شود.

منبع

کاش بجای آن همه رسم و سنت غلط و بی فایده این کارها سنت شوند...
  • تعداد کل صفحات : 16
  • 1 2 3 4 5 6 7 ...